|
این مطلب را به شبکهی خود ارسال کنید:
بالاترین
دنباله
|
Yahoo
|
Delicious
|
Facebook
|
Twitter
|
Google
|
کیستی تو؟
ناهید باقری – گلداشمید
کیستی تو
که بهار را
معصیت فصول می خوانی
که طراوت را
بر پوست جوان دو زمزمه گر،
زایش گناه می نامی.
کیستی تو
که هر نیمروز آبستن سرود،
آشفته می کند خوابت را،
پرواز فوج پرستوها.
کیستی تو
که ز هر آواز می ترسی
از اوج عاشقانه ی هر پرواز می ترسی.
کیستی تو
که عشق را دمادم
کمر به کشتن بسته ای.
از تبار کدامین قبیله ای
که اینچنین
نفست بوی مرداب می دهد
و ردای پوسیده ات
یادآور قرون سیاه.
کیستی تو
بد نام ترین بد نامان!